کد خبر: ۶۷۲۰۰
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۷ 27 July 2015
به گزارش تابناک یزد،دوستی می گفت: «مدّتی پیش از درگذشت حسین سعادتمند به دیدارش رفتم. پرسید: چند روز دیگر تا محرّم باقی است؟…» نمی دانم پاسخ آن دوست چه بوده؛ امّا گمان می کنم با درگذشت او محرّم زودتر به یزد آمده است. مگر نه این که باز صدای نوحه هایش در هر کوی و برزن به گوش می رسد؟! و مگر نه این که بسیاری لباس سیاه پوشیده اند؟!

به راستی که زنده یاد حسین سعادتمند را با تمامی معانی و مفاهیمی که برای «اسطوره» می توان بیان کرد؛ باید «اسطوره نوحه خوانی» نامید. او نقش بسزایی در جذب جوانان به مکتب امام حسین (ع) داشته و دارد؛ جوانانی که در تلفن های همراهشان و در سیستم پخش اتوموبیل هایشان ترجیح می دهند به جای هر آهنگ دیگری، نوحه های حسین سعادتمند را داشته باشند و بشنوند. این تأثیر را نباید دست کم گرفت؛ چرا که چنین نقشی نسبت به عملکرد برخی از دستگاه های عریض و طویلی که صفت فرهنگی و مذهبی را هم به دوش می کشند مؤثّرتر بوده است.

اگر قرار باشد به تاریخ نوحه خوانی و سیر تحوّل آن در یزد پرداخته شود؛ نقطه ی عطف چنین تکاملی با نام حسین سعادتمند پیوند خورده است. و اگر امروز از نوحه خوانی یزد به عنوان «سبک» یاد می شود؛ بدون شک او از پیشگامان چنین راهی بوده است. کسی که نه فقط نام یزد را در نوحه خوانی، خوش آوازه و پرآوازه نمود؛ بلکه فراتر از آن، نوحه خوانی را از «عزاداری» به «هنر عزاداری» ارتقاء بخشید.

از دوستان و نزدیکانش بسیار نقل می شود که در گزینش واژه به واژه ی نوحه هایش ـ که اغلب از سروده های احمد محبّی است و پرداختن به آن مجال دیگری می طلبد ـ چه دقّت فراوانی داشت و چه حسّاسیت عجیبی به خرج می داد. چه بسا روزها درباره ی واژه ای با شاعر و اهل فن به بحث می نشست تا کلمه ای مناسب در نوحه اش به کار گرفته شود. با این که نظرش صائب بود امّا از مشورت، دریغ نمی کرد و خوب می دانست که نوحه خوانی یک کار گروهی است.

نوحه های او به لحاظ تلفیق شعر و موسیقی سرآمد است. واکاوی این موضوع بر عهده ی هنرمندان عرصه ی موسیقی است؛ امّا به عنوان یک «مُستمع» می توان گفت وقتی در نوحه ای می خواند: «بسوزی ای علقمه ...» نه تنها شعرش که آهنگ کلامش نیز تلمیحی بود به کم چاره شدن سیدالشّهداء (ع) به هنگام شهادت حضرت عبّاس (ع) که فرمودند: «الآن إنکسر ظَهري و قَلّت حيلَتي». و آن گاه که این نوحه را آغاز می کرد: «نهاد پا در فرات، خواست لبی تر کند...» کاملاً لحن و آهنگی روایت گونه داشت. و در نوحه ای دیگر وقتی می خواند: «نوشته ای با خونت حماسه ی آزادی...»  با آهنگ و تأکیدش بر واژگان، حماسی بودن شعر را آنچنانی تر می کرد... .

حسین سعادتمند از محدود کسانی است که به شناخت دقیقی از موسیقی نوحه، رسیده بود. آثار عاشورایی او در هیئت فهادان یزد دارای آهنگی ساده اند که آفرینش آن ها دشوار است. آن چه در ادبیات به آن «سهل ممتنع» می گویند و موسیقی نوحه های او همانند سوگ سروده های احمد محبّی، چنین خصوصیتی را داراست. به همین دلیل است که این نوحه ها بر سر زبان ها جاری شده؛ زمزمه ی مردم گردیده و ماندگار شده است. امروزه از نسل جدید نوحه سرایی و نوحه خوانی یزد آثاری می شنویم که اشعاری خلّاقانه و آهنگی پیچیده دارند؛ به دل هم می نشینند امّا در ذهن ها و خاطره ها نقش نمی بندند. اگرچه در خَلق این نوحه ها از نوآوری های سعادتمند الگوپذیری شده تا به چنین سطحی رسیده است؛ امّا به هر دلیلی «سهل و ممتنع» نیستند و شاید به همین دلیل هم در یادها باقی نمی مانند.

سرو یزد؛ از «اخلاص» و «مردمی بودن» حسین سعادتمند هم خاطرات زیادی در سینه هاست. به غیر از همه ی این ها او «آنی» داشت که «یُدرک و لایوصف». آن را درک توان کرد امّا توصیف، نه! یاد و نامش جاودان باد!
هفتم مرداد 1393 بود که حسین سعادتمند مداح پیشکسوت و نوحه خوان شهیر هیئت فهادان یزد پس از تحمل رنج و درد بیماری سرطان به دیار باقی شتافت و پیکر وی بر روی دست هزاران نفر از مردم تشییع شد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار