قلمکاری بخشی از ده ها گفته پدر مرحوم #امیرحسین_قربانی ؛ #شهید #یزدی سانحه تلخ هواپیمای اوکراین...
سجاد جدیدی
کد خبر: ۸۱۵۰۷۶
تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۸ - ۱۰:۴۶ 18 January 2020

سجاد جدیدی خبرنگار و کنشگر اجتماعی یزد در اینستاگرام خود نوشت:

من کارمندم؛ یعنی بودم!
چیزی وقت نیست که خودمو زودتر از موعد بازنشست کردم تا امیرحسین با پاداش بازنشستگیم بتونه برا ادامه تحصیل بره خارج! نه که دانشگاهای خودمون مشکلی داشته باشنا نه ولی امیر فکر می کرد حالا که درمان خواهرش رو تو ایران پیدا نکرده بتونه با تحصیل عالیه هم خواهرش و هم بقیه ی بیمارا رو درمان کنه...
واقعیت خواهرش که به دنیا میومد، سوم چهارم دبستان بود. به خاطر یه #اشتباه_پزشکی ، خواهر امیرحسین که دخترم باشه برای همیشه معلول شد و مشکل مغزی پیدا کرد. یادمه اونروزا وقتی به دکترا گفتم چرا؟ در جوابم بهم گفتن: #ببخشید !
...
امیر شیش ماهی میشد که #ایران نیومده بود. هرچی پیشش گفتیم نمیخواد بیای قبول نکرد. اما از بس دل تنگ ما و خواهرش بود و بیشتر، ما و خواهرش دلتنگش بودیم شرایط برگشتنش رو فراهم کردیم...
بیست و یکی دو روزی هم پیشمون موند تا اینکه وقت رفتن رسید.
وقتی سوار #هواپیما شد زنگم زد و گفت: بابا هرموقع رسیدم زنگت میزنم...
صبح زود از خواب پاشدم. نگاه موبایلم کردم. امیرحسین هنوز زنگ نزده بود...
زدم #شبکه_خبر . یهو دیدم یه زیرنویسی داره رد میشه که آخرش نوشته #هواپیما_اوکراین ...
هفت دقیقه گذشت تا زیر نویس برگرده... هفت سال شد... چرا امیرحسین زنگ نمیزنه.....
.
.
سه چهار روز بعدش زنگم زدن و این بارهم گفتن: #ببخشید ! .
.
.
پی نوشت: سقوط قلمم در قلمکاری بخشی از ده ها گفته های پدر مرحوم #امیرحسین_قربانی ؛ #شهید #یزدی سانحه تلخ هواپیمای اوکراین...

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار