کد خبر: ۵۳۳۷۱۳
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۹ 04 December 2017
فریبا صدیقی
هجده تیر ماه 1396 روزی مهم و خاطرانگیز برای مردمان شهر یزد بود در این روز بافت تاریخی شهر یزد در چهل و یکمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو  به ثبت جهانی رسید.
 
در پی انتشار این خبر، شهر یزد غرق در شادی و سرور شد، صفحات دنیای مجازی از عکس های رنگارنگ امیرچخماق، مسجدجامع پر شد که ضمن تبریک و شادباش برای اهالی یزد، نوید روزهای بهتر را برای مردمان این شهر داشت. اخبار مربوط به جهانی شدن یزد در صدر اخبار سراسری گرفت و این مطلب به تنهایی برای من خوشایند بود چرا که تا به حال ندیده بودم که اخبار مربوط به این شهر کویری در شبکه های سراسری پخش گردد نمونه ای که در این مورد می توانم ذکر کنم خبر مربوط به تصادف اتوبوس زائران یزدی به مقصد کربلا بود، که در این واقعه غمبار بیست و هشت نفر جان خود را از دست دادند، اما به جز انتشار خبر در دنیای مجازی و برخی روزنامه ها، خبری از همدردی از سوی شبکه های سراسری نبود. از این مطالب که بگذریم قصد اصلی از نگارش این متن، بررسی نکات مرتبط با جهانی شدن شهر یزد است.
در روزهای گرم و سوزان تیر ماه، از سوی اهالی و مقامات شهر، مرتب جشن هایی در بافت تاریخی و دیگر نقاط برگزار می شد، بافت تاریخی سرشار از سرور و شادی بود، برق نورافشان ها در آسمان یزد می درخشید اما این صدای شادی برای همه یکسان نبود، شاید در کوچه و پس کوچه های باریک، افرادی از شنیدن صدای شادی، هراس به دل راه داده باشند، به ویژه زمانی که خبر آمد بعد از ثبت جهانی یزد باید از سکونت اتباع خارجی در این بافت جلوگیری شود. بدین منظور باید افراد بومی یزد را تشویق نمود که به بافت تاریخی بازگردند. این در حالی است که این سخنان، اگر به مرحله اجرا گذاشته شود ممکن است تبعات به مراتب بدتری برای یزد داشته باشد. مهاجران (افعانستانی و بلوچ، عرب) که به سودای کار به این شهر آمدند، اگر از بافت تاریخی اخراج شوند، در کدام نقطه شهر باید سکنی گزینند آیا اخراج این گروه از بافت تاریخی به رشد حاشیه های شهری کمک نمی کند؟ در نتیجه  اعیان سازی بافت تاریخی به قیمت نادیده انگاشتن بخشی از جمعیت شهر است که همین نگاه حذفی به آنان مشکلات به مراتب حادتری را برای شهر ایجاد می کند. باید بپذیریم که شهر یزد متشکل از افراد با فرهنگی یکسان و یک شکل نیست و پیشرفت یک شهر زمانی ممکن است که که این نگاه متکثر پذیرفته شود. چالش بعدی مربوط به در نظر داشتن خواسته های افراد بومی یزد است، بدین معنی که باید دید آیا افرادی که به هر دلیل از بافت سنتی خارج شدند، تمایلی به بازگشت و سکونت در آنجا را دارند؟ اگر پای صحبت زنان میانسال و سالخورده یزدی بنشینید به طور حتم برای شما از سختی های زندگی، از شکستن یخ حوض، از راه پله های مهیب آب انبار می گویند، گر چه امروز از این مشکلات خبری نیست، اما بافت سنتی برای آنان تداعی گر سختی های بسیاری است که بازگشت را به آن دشوار می سازد. زنان و مردان جوان یزدی، با سبک زندگی مدرن و تفریحات جدید آشنایند در میان آنان شکایت هایی از نبود امکانات تفریحی مناسب برای گذارن اوقات فراغت، که نبود امکانات منجر به شیوع افسردگی در میان آنان شده، شنیده می شود. حال باید پرسید که جوان یزدی که از عدم امکانات مناسب گله مند است، می تواند به سبک گذشته و زندگی در بافت سنتی بازگردد. باید بپذیریم که یزد و مردمانش تغییر کردند و بازگشت به گذشته برای آنان دشوار است. به نظرم می رسد یزد زمانی می تواند شهر جهانی گردد که در ابتدا نگاه مردم مدارانه ای برای مهاجرین و ساکنانش  اتخاذ نماید.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار