محرم که می شود حال و هوای کوچه پس کوچه های شهر و آدم هایش، همه و همه تغییر می کند ، شهر رخت سیاه به تن می کند و مردمانش مجلس روضه و عزا بر پا، عشق به سید الشهدا نه سن و سال می شناسد و نه جناح سیاسی.
کد خبر: ۴۹۹۹۹۹
تاریخ انتشار: ۰۴ مهر ۱۳۹۶ - ۲۲:۳۸ 26 September 2017
به گزارش «تابناک یزد»، نام و یاد حسین (ع) چه آنهایی را که تمام سال حسینی زیسته اند و برای آرمان‌اش هزینه داده اند و چه آنهایی که سالی یکبار یاد حسین دلشان را میلرزاند، همه را زیر یک پرچم جمع می کند، پرچمی که سرخ است و تا تحقق وعده الهی به این رنگ باقی خواهد ماند.

 حسین (ع) زنده است و جاوید، صدها سال است که هیچ سلسله و حکومت و اندیشه ای نتوانسته حتی ذره ای از گرد فراموشی را بر چهره ی او وقیام اش در میان شیعیان بنشاند. اما در این میان برای بسیاری این پرسش مطرح می شود که غایت این گونه مراسم ها و عزاداری ها چیست؟ آیا گریستن برای کسی که آزاده زیست و آزاده ماند و از هر زنده ای زنده تر است حاصلی جز اجر و ثواب اخروی نیز دارد؟ آیا قیام کربلا فرصتی برای تامل است یا مجالی برای ذکر مصیبت؟ آیا آنچه که از تریبون های مذهبی و مداحی ها شنیده می شود تمام حقیقت است ؟ و بسیاری سوالات و شبهاتی دیگر که ذهن بسیاری از مخاطبان عموما جوان این مراسم ها را به خود مشغول ساخته؛ برای یافتن پاسخ این سوالات با حجت الاسلام ناصر نقویان به گفتگو نشستیم، او معتقد است اقامه عزا برای خود آدابی دارد که برخی از اشکال برگزاری آن در این سالها دست خوش تحریف شده است. نقویان بر این باور است که عزاداری برای سید الشهدا باید نتیجه و بازتابی در زوایای مختلف زندگی اجتماعی مردم داشته باشد. او گریزی هم به برخی آفت های تریبون های مذهبی زد که در مشروح این گفتگو به تفصیل به آن پرداخته شده است.

-تریبون های مذهبی بویژه روحانیت در سه دهه گذشته چقدر در انتقال درست مفاهیم اصیل مذهبی بخصوص قیام امام حسین (ع) موثر بودند؟

ابتدا از شما و سایت وزین الف تشکر میکنم و با این بیت معروف شروع میکنم که:

نیست در لوح دلم جز الف قامت یار

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

ماجرای عاشورا و جانفشانی سید الشهدا و اصحاب ایشان مسئله ای نیست که مربوط به بعد از انقلاب باشد، مردم ما به لحاظ باور های شیعی با مکتب اهل بیت آشنا شدند و بعد از همان طلیعه جوشش اعتقادی هرچه جلو تر میاییم این ماجرا شکوفاتر می شود و برای مردم جاافتاده تر می شود . اگرچه در برهه هایی از تاریخ برخی حاکمان یا جریانات سیاسی جلوی بعضی از مجالس و عزاداری ها و روشنگری ها را می گرفتند ولی این آتش در زیر خاکستر اشتیاق مردم با یک نسیمی به طوفانی خودش را نشان می داد.

اما پس از انقلاب چون همه امکانات کشور در اختیار تریبون های مذهبی قرار گرفت اعم از صداوسیما ، مطبوعات و سایر رسانه ها حتی رهبران سیاسی نظام مثل حضرت امام و رهبر معظم انقلاب ، اینها خودشان مجلس آرایی کردند سخنرانان و مداحان را دعوت کردند و می‌کنند، برای همین این عزاداری ها جلوه و رونق بیشتری نسبت به قبل از انقلاب گرفته. اما در خاطرات مثلا اسدالله علم می خوانیم که «در سال 48 عیدنوروز با محرم مصادف شده بود که من[ اسدالله علم ] کارهای دربار را انجام دادم و بعد از ظهر برای روضه سید الشهدا رفتم به مدرسه سپه سالار [شهید مطهری ] امروز و پای روضه‌ی آقای فلسفی نشستم» یعنی حتی دربار شاهنشاهی هم ، حالا یابرای خود نمایی و یا اعتقادی ولو اندک که در درونشان بوده در این مراسمات شرکت می کردند، به همین جهت واقعا واقعه عاشورا یک منشور چند وجهی هست و اگر کسی بخواهد همه وجوه این ماجرا را ببیند و بشناسد البته یک تلاش و تکاپوی بیشتری لازم است.

-خوب ما توقع داشتیم که پس از انقلاب این عزاداری ها عمیق تر و اثرگذارتر بشوند، شهید مطهری توضیحی دارند به این عبارت از امام علی (ع) « لـُبِس الاسلام لِبس الفرو مقلوبا»  که در  نهج البلاغه ذکرشده و معتقد است در جامعه ما "هم اسلام هست و هم نیست و روح اسلام نیست"، حالا چرا به قول شما ما می‌بینیم دربار شاه هم احترام برای امام حسین می گذاشت و مردم هم اشتیاق فراوانی به امام حسین دارند اما حسینی زیستن را کمتر شاهد هستیم و به عبارتی نمادها و ظواهر حسینی است اما اثر این تفکر کمتر ملموس است؟

این یک مسئله بسیار اساسی و ریشه ای هست که هدف از این عزاداری ها چیست، آیا هدف صرفا یک اجر معنوی بردن است؟ به همین خاطر مثلا توقع نداشته باشید اینجا در دنیا یک اتفاقی در تعاملات و مسائل اجتماعی و خانوادگی و سیاسی ما رخ دهد، انشاالله در قیامت خداوند پاداش کسانی که بیشتر در عزاداری ها شرکت کردند را خواهد داد، و مثلا هرکه بیشتر پیاده به کربلا رفت بیشتر هم اجر خواهد برد. یک روی کرد این است که متاسفانه رویکرد قالب هم هست و خیلی ها به قول علما وقتی به هم میرسند می گویند« عظم الله اجورنا» خدا اجر و پاداش شمارا زیاد کند اما بنظر من نباید این هدف نهایی ما باشد.

خود امام حسین یک نامه مانندی و وصیت نامه ای دارند که در همان روزهای آغازین ورود به کربلا که به یکی از برادرانشان می نویسند که : «ولکم فی اسوه» شما از من الگو بگیرید، آیا امام حسین کشته شد که فقط اجر جهاد ببرد؟ قبلا با همین نماز و روزه می‌شد به بهشت رفت و الان کمی بهایش سنگین شده؟ مثل اینکه اگر کسی در گذشته 10 هزار تومان داشت می توانست 2هزار متر زمین در شهرک غرب بخرد ولی خوب حالا گران شده و باید متری چند میلیون پرداخت، گویا زمان امام حسین بهشت گران شد و قیمت جان شد، آن هم نه هرجانی، چراکه « جان مطاعیست که هر بی سروپایی دارد».

پس جان پاکترین پاک جانان را باید داد، آیا اینگونه بود واقعا؟ یا نه، امام حسین یک آرمان بلند انسانی داشت و اگر کسی گفت من عزادار امام حسین هستم باید دید به آن آرمان چقدر نزدیک شده، در این مراسمات اربعین ،سیل جمعیتی به صورت پیاده عازم کربلا می شوند ، این باید یک بازخوردی داشته باشد، یعنی اگر گفتند امسال 4 میلیون زائر برای پیاده روی از ایران به کربلا رفتند به همین نسبت باید دید آمارهای بزه کاری های ما کم شده؟ آیا قوه قضائیه آماری داده که امسال مراسم عزاداری بیشتر شده، پرونده ها در قوه قضائیه کمتر شده؟ آمار طلاق و اعتیاد کاهش داشته؟ رفتارهای اخلاقی مردم ارتقاء یافته؟ مردم باهم مهربانتر شده اند؟ عزاداری برای امام حسینی که به برادر کوچکترش که معصوم نیست و مادرش هم فاطمه زهرا نیست، می نویسد: من فدای تو بشوم، توانسته روابط خانوادگی را مهربانتر بکند؟

مثل اینکه وقتی می گویند 100 درصد زنان اسکاندیناوی ورزش میکنند باید رفت و آمار سلامت در آن جامعه را دید که آیا مصرف دارو در آنجا کمتر از کشور ما هست؟ آیا متوسط سن خانم ها بیشتر است؟ خوب این می شود نتیجه و بازخورد آن . پس ما اگر واقعا به آرمان سید الشهدا و اهداف والای ایشان فکر می‌کنیم باید بازخوردها و واکنش های آن را در جامعه ببینیم، اگر از نظر آمارهای ناهنجاری جامعه بدتر از قبل شده، پس به قول حافظ باید گفت که : بیا تا گل برافشانیم ومی در ساغر اندازیم/ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو براندازیم.

   -آیا در شرایط کنونی شما نتیجه این عزاداری ها و توجهات به دستگاه سید الشهدا را دربدنه جامعه میبنید؟

نه، واقعا آنطوری که دارد هزینه و وقت و امکانات صرف می شود ما نتیجه اش را نمیبینیم.

- با سیاسی شدن تریبون های مذهبی در ایام محرم موافق هستید؟

اگر سیاسی به این معنی باشد که اگر یک مداح یا سخنران به منبر رفت و از مسائل سیاسی جاری مثل برجام و ترامپ و... حرفی نزد بگوییم که این روضه باطل است و امام حسین قبول نمی کند، نه این درست نیست و من اصلا چنین چیزی را اعتقادی ندارم اما اگر در یک روند سلامت سیاسی به این بعد از قیام عاشورا پرداخته شود درست است، چون حرکت امام حسین هم یک حرکت سیاسی بود، با حاکم زمان در افتاد، شوخی که نبود. جریان سیاسی هم برنتابید و خواسته ای نامشروع و بی منطق و قلدرمابانه ای از سید الشهدا داشت و حضرت زیربار نرفت و تا پای جان بر سر این آرمان ایستاد.

-خوب اگر جناح های سیاسی  تفکر عاشورا را به خود و جریان متبوعشان تعمیم دهند ، آیا چنین رویکردی منطقی است؟

من این را قبول ندارم، اگر کسی هم بگوید بحث امام حسین  سیاسی نبود و عرفانی و اخلاقی بود ، نه این هم درست نیست. اینکه جریان امام حسین را به نفع جناح خودمان، چپ یا راست، مصادره بکنیم را هم قبول ندارم، ما یک امام حسین داریم ، اگر انسان کمی انصاف و وجدان داشته باشد  با مختصر تحقیقی اهداف امام حسین  معلوم می شود. البته مقداری جاذبه های سیاسی- اجتماعی روز را هم باید دقت کرد که مانع از شناخت درست آن اهداف نشود، این جاذبه های سیاسی مثل آهنربا یا فلزاتی هست که اگر در اطراف قطب نما باشند جهت را درست نشان نمی دهد.

ما الان یک فلز و آهنرباهایی گذاشتیم و مثلا می‌گوییم امام حسین فقط برای جنگیدن آمده بود، اینها می‌خواهند سیاست خودشان را توجیه بکنند که مثلا ما با آمریکاهم می‌خواهیم بجنگیم چون می‌خواهیم کار حسینی  بکنیم و هی پا بگذاریم رو دم این سگ هار و تحریکش کنیم که بلخره بیاد و پاچه ما را بگیرد و بعد هم برای خودمان دلیل بیاوریم که بله تکلیف ما را سید الشهدا معلوم کرده، او هم با یزید زمان جنگید، پس ما هم حسین زمانیم و یزید زمان هم که آمریکا و ترامپ است، پس اگر خواستیم آرمان سید الشهدا را بالا نگهداریم باید با آمریکا مستقیم بجنگیم چراکه گفته اند «کل یوم عاشورا»... خوب این فکر اشتباه هست.

 امام حسین رسما دو مذاکره با عمر سعد دارد که در هر دو آنها یک خواهش وتمنایی وجود که کار به جنگ آلوده نشود، در کتاب« ارشاد» شیخ مفید که از معتبرترین کتب تاریخی ما است اشاره شده که عمر سعد دو نامه به ابن زیاد می نویسد که الحمد الله کار دارد به مصالحه می کشد و ما دست به خون پسر پیغمبر آلوده نکنیم و کار را به جنگ نکشانیم . اینها در متن تاریخ است و درخواست خود سید الشهدا بوده . ما این اسناد متقن و بسیار واضح و معقول و منطقی تاریخ را کنار بگذاریم و یک «هیهات منا الذله» ای که یک جای دیگر و برای چیز دیگری فرموده شده را علم بکنیم ، آنهم برای یک سری از مخاطبینی که از تاریخ دقیق مطلع نیستند و از دلش به دنبال برخی اهداف سیاسی خودمان باشیم و با تفسیر به رای آنهارا به مردم ارائه کنیم. نه این نیست، این حسین را ما ساختیم. ما یک حسین واقعی داریم و یک حسین ساختگی، یک کربلای واقعی داریم و یک کربلای ساختگی، ما یک سری کربلا ها و اهدافی را ساختیم و بعد همان را داریم جلو می‌بریم  که بعدها اگر یک روزی از این حقایق رونمایی شود خواهیم دید که فاصله آنها از زمین تا آسمان است.

خوب بخشی از این ساختن ها مربوط می شود به تحریف هایی که از واقعه عاشورا صورت گرفته، فکر می‌کنید چرا فریادها علیه این تحریف ها کم است؟

نه کم نیست ولی تریبون دارها صدای قوی تری دارند ، ممکن است عده ای تعدادشان ده نفر باشد ولی بلندگو داشته باشند و یک جایی صد نفر هستند اما بلندگو ندارند، شماکه از آن دور هستید صدای آنکه بلندگودارد را می شنوید در حالی که تعدادشان کمتر است . نمی خواهم بگویم که الان همه تریبون های رسمی به یک طرف است چون در همین تریبون های رسمی هم حقایق گفته می شود، اگرچه بنظر من کمتر و در حاشیه تر هست ولی شخصیت های آزاده و اندیشه ورز فراوان داریم . اما باوجود رسانه های جدید که مقداری رسانه های رسمی راهم تحت الشعاع خودش قرار داده کمی کار را راحت ساخته، امروز مردم به رسانه هایی چون واتساپ و تلگرام و ...درمجموع شاید بیش از رسانه های رسمی توجه دارند و حتی گاهی مسولین زمان پاسخگویی به خبرنگاران مجبورهستند به آنچه که در رسانه های غیر رسمی در جریان هست پاسخ بدهند پس معلوم است که این فضا صرفا فضای مجازی نیست و فضای حقیقی را هم تحت الشعاع خودش قرار داده .

-انتقادهایی به نحوه عزاداری ها می شود که برپایی چادرها و تکیه ها در خیابان ها اینها باعث دور شدن مردم و جوانان از مساجد می شود.

اینطور نیست چون این محافل هم برای تقرب به حضرت سید الشهدا و بالابردن اهداف ایشان است . اما اگر جایی آمدیم و حکایت مسجد ضرار شد و گروهی با  اهدافی خاص کاری بکنند که مسجد کم رونق بشود و آن تریبون اصلی را از رونق بیاندازند که این یک هدف انحرافی هست، اگر در این خیمه ها به نام عزاداری کارهای مغایر ارزش های دینی صورت نگیرد مثلا قرارهای دوستی بگذارند و...اگر اینها نباشد و عده ای جوان با یک عشق درست و رفتار صحیح مراقب باشند که برای مردم مزاحمت ایجاد نشود، انسان های محترمی به این مکانها بیایند، چه اشکالی دارد این چادرها و تکیه ها برپاشود، هرکسی می تواند به مسجد برود یا به هیئت.

-نظر مقام معظم رهبری در خصوص برخی از سبک های عزاداری که از قضا همواره دستاویزی بوده برای نقد به تشیع چیست؟

مقام معظم رهبری خودشان در چند سخنرانی که با مداحان داشتند رسما به این موضوع پرداختند  که با بعضی از سبک ها و دستگاه ها و نواها که خوانده می شود موافق نسیتند، وقتی با این سبک ها مداحی می شود ذهن هایی که با اصل این نوا و وسبک آشنا باشند و می‌دانند برای فلان خواننده غربی یا شعر مبتذل هست به یاد آن میافتند،

باید این سبک ها منسوخ شود، ما سبکی را می‌پسندیم که عزا را به معنای واقعی آن مطرح بکند، امروز عزا یک مفهوم شناخته شده برای همه مردم جهان است ؛ شما یک فیلم هالیوودی راهم که می‌بینید وقتی یک خانواده عزادار بشود خانم لباس مشکی می پوشد و تور مشکی به سرش می اندازد بقیه اعضای خانواده هم همینطور اگر مارشی هم نواخته شود، مارش عزا هست. آنجا نمی آیند مثلا دلقک و سیرک بیاورند که فلانی مرده، یا یک ارکستر شاد بیاورند که فلانی مرده ! بنابراین واقعا مداحان و سرایندگان و همه باید این توجه را داشته باشند که عزا برای خودش مقتضیاتی دارد به ویژه عزایی که به قول محتشم گویا عزای اشرف اولاد آدم است.

-برخی برای نقد مراسمات مرسوم در عزاداری امام حسین، معتقدند این خرج ها کمتر شود و در عوض هزینه های آنها صرف کمک به نیازمندان و اقشار ضعیف شود، شما چه ارزیابی ازین گونه اندیشه ها دارید؟

این انتقاد هم درست است و هم نیست، اولا این اطعام هایی که انجام می شود برای همین ملت است، یعنی هم یتیم میاید هم دارا و هم فقیر. مگر در اروپا و امریکا که درمان رایگان است می‌گویند پولدارهای آن کشور نیایند؟ نه اینطور نیست این یک امکانی هست برای همه، خود به خود یک نوع هدفمندی و هدفگذاری هم انجام می‌شود، مثلا کسی که نیازمندتر است دو پرس غذای نذری می گیرد آن کسی هم که وضع بهتری دارد یک بشقاب می‌گیرد برای تبرک. یا انسان هایی که کمی دقیقتر هستند و وقتی غذایی را نذر می کنند مقداری بیشتر درست می‌کنند و در مناطق محروم شهر بین نیازمندان تقسیم می کنند .

ما این را قبول داریم کسانی که در این مسیر قدم بر می‌دارند باید توجه ای ویژه به نیازمندان داشته باشند، اسراف نشود غذا دور ریخته نشود، سفارش اکید بزرگان هم بر همین اصل است. اما اینکه بیاییم کانالیزه بکنیم و بخشی از مردم را از حضور در این مجالس و اطعام مردم محروم بکنیم به صرف اینکه شما توانمند و غنی هستید درست نیست، خوب این افراد هم برای نیاز نمی آیند برای تبرک می آیند چه بسا همین یک لقمه غذا یک اثر مثبت و معنوی در فرد بگذارد و یک تکانی هم به این فرد داد.

-آیا بجز کتاب حماسه حسینی شهید مطهری که پیش از انقلاب تدوین شده، آثار اثرگذاردیگیری در طول دوران پس از انقلاب منتشر شده؟

همانطور که مستحضر هستید  حماسه حسینی از یک نظر کتاب محسوب نمی شود و مجموعه سخنرانی ایشان است، چون خود استاد مطهری گفتند چیزی که مهم است و می تواند ماخذ باشد نوشته های من است نه سخنرانی ، چون در سخنرانی های عمومی ممکن است مطالبی گفته شود و برخی مسائل مورد غفلت واقع گردد. اما در این خصوص، از کتاب شهید جاوید صالحی نجف آبادی تا شهید آگاه و اخیرا هم آقای اسفندیاری، کتاب های بسیار عالمانه و محققانه ای منتشر شده است پس باید گفت که اینطور نیست که اولین و آخرین کتاب شهید مطهری بود که نوشته شد، ایشان چراغی را در این خصوص روشن کرد و شخصیت های بعدی هم پی گرفتند و امروز اگر کسی بخواهد تحقیق جامعی داشته باشد، منابع فراوانتری وجود دارد.

-بزرگترین نقد شما به تریبون های مذهبی چیست؟

من معتقدم که ما به تعبیر بعضی نباید عوام زده شویم، یعنی وقتی به مجلسی می‌رویم دنبال آن نباشیم که مخاطب چه چیزی دوست دارد و من همان را بگویم و اگر یک حقیقتی را بگویم او برآشفته می شود و رد می کند، نه،  زمانی درمنبری گفتم این قصه ای که می گویند وقتی همسر حضرت جواد (ع) به او آب مسموم نوشانید و بعد هم حضرت درد می کشید و بخاطر شنیده نشدن صدای درد حضرت، کنیزکان را جمع کرد تا به هلهله و شادی بپردازند، اصلا چنین چیزی در تاریخ نیست و ساختگی است،

یکی از شاعرانی که مداحی هم می کند دیدم که با این حرف برخورد کرد که بله این موضوع معروف است و... خوب معروف باشد، «ربّ مشهورٍ لا اصل له» ما بایستی ازاین مخاطب پسندی خارج شویم و در عوض حقیقت گو و حقیقت پسند باشیم،

اینکه روایت داریم حضرت صاحب الزمان تشریف میاورند، یک عده آخوندها و متدینین علیه او بلند می شوند و می‌گویند که شما حرف جدید میزنید دین جدید آوردین، والله یهودی ها و مسیحیان که از اسلام خبر ندارند و ایمان می آورند؛ این نشان می دهد ما اگر بواقع منتظر امام زمان (عج) هستیم ازاینکه واقعیت هایی را بشناسیم و بگوییم نباید واهمه ای داشت. اما اینکه چگونه و کجا وبا چه ادبیاتی بگوییم خودش بحثی مفصل را می طلبد ولی نباید خیال کنیم اگر حقیقتی را بگوییم مردم پس میزنند و قبول نمی کنند، نباید یک روح عوامزدگی در اندیشمندان ما شکل بگیرد ، باید ازین موضوع پرهیز کرد.
 
 
//منبع
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار