شاعر: محمد امامی
کد خبر: ۴۳۸۱۰
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۳:۵۱ 06 June 2015
گفت طوفانی به سختی با نسیم
از چه هستی در وزیدن ها حلیم

گفتش ار طوفان به هم ریزد خسان
یا تکاپو افکند در ناکسان

من به لطف فکر و صبر و مهر خویش
نوش سازم ناکسان را زهر نیش

داس خشمت می کند خس را ولی
سرو را هم ساده آیا می کنی؟

دست من باشد نوازشگر مدام
گفته ای از قهر و می گویم سلام

تیشه ای بر ریشه های هر نهال
من به مهرم می دهم بر او مدال

می کنی با خشم برگ لاله را
من نوازش می کنم آلاله را

چاره ساز تو هماره قهر و کین
من نسیمم راه من مهر است و دین

صادقان را کاش همراهی کنی
در مسیر دوستی راهی کنی

خشمگین بودن، همه گمراهی است
جلوه ای از یک سراب واهی است

در جهان خواهی سعادت، شو نسیم
تکیه کن بر پندِ مردان قدیم

از محبت خارها گل گشته اند
مهربان باش و به سختی ها بخند

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار