کد خبر: ۳۷۶۷۱۰
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۷:۲۸ 13 February 2017

علي صالحي
جشنواره سي و پنجم فيلم فجر هم به پايان رسيد اما اتفاقاتي در اين دوره از جشنواره به وقوع پيوست كه بايد مورد واكاوي قرار گيرد و براي جامعه هنرمندان يزد درس آموز باشد:
1.    حضور فيلم مادري در بخش مسابقه قطعا اتفاقي مهم و تحول آفرين براي سينما گران يزد بود. رقيه توكلي در حالي در اين رقابت سخت، سربلند خارج شد كه از  هيچ نفوذ و لابي در ميان جريانات پرنفوذ سينما برخوردار نبود و به عنوان يك فيلم اولي پا به صحنه رقابت با كارگردانان تراز اول ايران گذارده بود . ترديدي نيست با نگاهي اجمالي به اتفاقات روي داده، حضور در بخش مسابقه براي فيلم مادري افتخاري مهم و ارزنده بود كه جاي تبريك دارد.
2.    برخورد برخي از اهالي جامعه هنري يزد به مانند بسياري از صحنه هاي ديگر، با كارگرداني كه همواره در عرصه هاي كشوري به يزدي بودنش افتخار كرده و به وجه عالي نام يزد را در سينماي ايران مطرح نموده است، بد، كسل كننده و مايوس كننده بود. در حالي كه تا پيش از اكران مادري، منتقد شناخته شده اي در عرصه سينماي يزد نمي شناختيم پس از مادري تازه دريافتيم يزد هم چقدر منتقد سينمايي دارد. نقدهاي صورت گرفته بر فيلم مادري، غير علمي، گاها مغرضانه و بعضا سختگيرانه بود. رقيه توكلي در اين عرصه سخت تنها بود و جالب آن كه نگاه بسياري از منتقدان هنري در روزنامه هاي كشوري بسيار مهربانانه تر و اميدوار كننده تر بود. گاهي به جاي آن كه به عنوان يك يزدي به موفقيت هاي هم شهري خودمان افتخار كنيم و به احترام سازندگانش بايستيم و تكريم كنيم، دست به قلم مي بريم و آنقدر جانانه مي تازيم كه قلممان، تبر مي شود بر درخت تازه جوانه زده اميد هنرمنداني كه به سختي خود را به اين جايگاه خطير رسانده اند. به راستي مسئوليت يزدي ها در اين موقعيت ها چيست؟ علم جامعه شناسي، اين گونه واكنش هاي جامعه هنري يزد را چگونه و نشات گرفته از چه ريشه هاي اخلاقي ارزيابي خواهد كرد. بماند. مثبت مي نگريم. به هر روي مادري تحولي ديگر در سينماي يزد هم بود و آن توليد منتقد سينمايي است كه تا پيش از اين كوچكترين نشانه اي از آن ديده نمي شد ... اميد است كه تداوم يابد.
3.    مادري در كنار همه خوبي ها و كاستي هايش، از نظر انتخاب لوكيشن هاي آرامش بخش و فلسفه گرايانه بافت زيبا و قديم يزد در جايگاه بالاتري از ساير فيلم هاي جشنواره فجر قرار دارد به نحوي كه روح مخاطب را از سرخوردگي فضاي آپارتمان‌نشيني جاري در فيلم هاي امروز ايران رهانيده و او را به سمت آزادي خفته در بافتهاي تاريخي سوق مي دهد هرچند كه واضح است مادري فيلم با خواستگاه توريست محورانه نيست. اما موضوع به همين جا ختم نمي شود. وطن گرايي تنها به انتخاب لهجه و معماري و ... محدود نمي گردد، وطن گرايي در بهره گيري درست و استادانه از نيروهاي انساني هر منطقه در خلق آثار بزرگ است كه بسياري را براي ادامه كار هنري خويش اميدوار مي سازد. از اين منظر و سواي از قضاوت داوران جشنواره، سيمرغ وطن‌دوستي بر شانه هاي رقيه توكلي نشسته است چرا كه با نگاهي به تيتراژ فيلم مادري، آشكار مي شود بسياري از دست اندركاران يزدي حوزه سينما، نقشي را در تهيه فيلم مادري بر عهده گرفته اند و استفاده از افراد غير بومي تنها به مواردي محدود شده است لذا شجاعت اين كارگردان جوان در اتكا به جمعي از سينماگران يزدي، بهترين نماد وطن دوستي او محسوب مي شود نه صرفا پرداختن به لوكيشن و لهجه بومي.  مادري به سينماگران يزدي اميد داد و آنها را براي دستيابي به اتفاقات مهم اميدوار كرد.
4.    صحبت آخر با رقيه توكلي. او بايد بداند كار خطير و بزرگي كرده است: رسيدن به بخش مسابقه جشنواره فجر در همه ادوارش، به عنوان يك زن كارگردان، آن هم از خانواده غير سينمايي و در شرايط و احوال سينماي يزد و آن هم در قدم اول، كاري عجيب و براي هر سينماگر يزدي در حد معجزه است. بگذريم از اين كه خيلي ها يا نمي دانند يا خود را به ندانستن زده اند. او بايد بداند به واسطه تلاشش و به دليل شجاعتش شايسته عالي ترين تقديرهاست و بايد پر انرژي تر از قبل و استوار تر از سابق در اين راه بايستد و گام بردارد چرا كه هنوز جشنواره هاي بسياري پيش روي اوست. اين تنها گام اول بود كه توكلي بسيار بلند تر از حد انتظار برداشت. ... و هر كس بر خدا اعتماد كند او براي وي بس است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار